بـه دنـبـال نهى از ايذا رسول خدا(ص) و مؤمنان در آيات گذشته ، در اينجاروى يكى از موارد ايذا تكيه كرده و براى پيشگيرى از آن از دو طريق اقدام مى كند.
در قـسـمـت اول مـى گـويـد: ((اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنين بگو: جلبابها [ روسـرى هاى بلند] خود را بر خويش فرو افكنند اين كار براى اين كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نـگـيـرنـد بـهـتر است)) و اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنهاسرزده توبه كنند (يا ايها النبى قل لا زواجك وبناتك ونسا المؤمنين يدنين عليهن من جلا بيبهن ذلك ادنى ان يعرفن فلا يؤذين).
هدف اين است كه زنان مسلمان در پوشيدن حجاب سهل انگار و بى اعتنانباشند مثل بعضى از زنان بـى بـنـد و بـار كـه در عين داشتن حجاب آن چنان بى پروا ولاابالى هستند كه غالبا قسمتهايى از بدنهاى آنان نمايان است و همين معنى توجه افراد هرزه را به آنها جلب مى كند.
و از آنجا كه نزول اين حكم ، جمعى از زنان با ايمان را نسبت به گذشته پريشان مى ساخت ، در پايان آيه مى افزايد: ((خداوند همواره آمرزنده و مهربان است)) (وكان اللّه غفورا رحيما).
هـرگاه از شما تاكنون در اين امر كوتاهى شده چون بر اثر جهل و نادانى بوده است خداوند شما را خواهد بخشيد، توبه كنيد و به سوى او باز گرديد، و وظيفه عفت و پوشش را به خوبى انجام دهيد.
آيـه ـ شـان نـزول : گـروهى از منافقين در مدينه بودند و انواع شايعات راپيرامون پيامبر(ص) به هنگامى كه به بعضى از غزوات مى رفت در ميان مردم منتشرمى ساختند، گاه مى گفتند: پيامبر كشته شده ، و گاه مى گفتند: اسير شده ، مسلمانانى كه توانايى جنگ را نداشتند و در مدينه مانده بودند سخت ناراحت مى شدند،شكايت نزد پيامبر(ص) آوردند.
آيه نازل شد و سخت اين شايعه پراكنان را تهديد كرد.
تـفـسـير: به دنبال دستورى كه در آيه پيش به زنان با ايمان داده شد به بعد ديگراين مساله يعنى فـعـالـيـتهاى موذيانه اراذل و اوباش پرداخته ، مى گويد: ((اگر منافقان وكسانى كه در قلبشان بـيمارى است و نيز كسانى كه اخبار دروغ در مدينه پخش مى كنند دست از كارشان برندارند ما تو را بـر ضـد آنـان مـى شورانيم (و با يك حمله عمومى تو را بر آنها مسلط خواهيم ساخت) سپس جز مـدت كـوتـاهـى نـمى توانند دركنار تو در اين شهر بمانند))! (لئن لم ينته المنافقون والذين فى قلوبهم مرض والمرجفون فى المدينة لنغرينك بهم ثم لا يجاورونك فيها الا قليل).
(آيـه)ـو هنگامى كه از اين شهر رانده شدند و از تحت حمايت حكومت اسلامى طرد گشتند ((از همه جا طرد مى شوند، و هرجا يافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد))! (ملعونين اينما ثقفوا اخذوا وقتلوا تقتيل).
اشاره به اين كه بعد از اين حمله عمومى در هيچ جا در امان نخواهند بود، وآنها را با دقت جستجو و پيدا مى كنند و به ديار عدم فرستاده مى شوند.
(آيه)ـسپس در اين آيه مى افزايد: اين دستور تازه اى نيست ، ((اين سنتى است الهى و هميشگى كه در اقـوام پـيشين بوده است)) كه هرگاه گروههاى خرابكاربى شرمى و توطئه را از حد بگذرانند فرمان حمله عمومى به آنها صادر مى شود(سنة اللّه فى الذين خلوا من قبل).
و چـون اين حكم يك سنت الهى است هرگز دگرگون نخواهد شد چرا كه ((براى سنت خداوند تبديل و تغييرى نمى يابى)) (ولن تجد لسنة اللّه تبديل).
ايـن تـعـبير در حقيقت جدى بودن اين تهديد را مشخص مى كند كه بدانندمطلب كاملا قطعى و ريـشـه دار اسـت و تـغـيير و تبديل در آن راه ندارد، يا بايد به اعمال ننگين خود پايان دهند و يا در انتظار چنين سرنوشت دردناكى باشند.
اين حكم مانند ساير احكام اسلامى اختصاص به زمان و مكان و اشخاصى ندارد.
اگر به راستى سمپاشى و توطئه از حد بگذرد و به صورت يك جريان درآيد،و جامعه اسلامى را با خـطـرات جـدى روبرو سازد حكومت اسلامى مى تواند دستورآيات فوق را كه به پيامبر(ص) داده شده است به اجرا درآورد، و مردم را براى درهم كوبيدن ريشه هاى فساد بسيج كند؟!.



